اشاراتی در آیات قرآن، درباره امام حسین علیه السلام وجود دارد که با کمک روایاتی که در منابع معروف اسلامی در تفسیر این آیات وارد شده، این اشارات روشن تر و آشکارتر میگردد. این آیات متعدّد است و در ذیل، به قسمتی از آن اشاره میکنیم.
آیه مودّت
یکی از آیاتی که عظمت مقام امام حسین علیه السلام از آن استفاده میشود، آیه 23 سوره «شوری» است؛ که خداوند در این آیه پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم را مخاطب ساخته، میفرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی؛ بگو! من هیچگونه اجر و پاداشی از شما بر این دعوت درخواست نمیکنم؛ جز دوست داشتن نزدیکانم (اهل بیتم)».[1]
روایات فراوانی در منابع اهل سنّت و شیعه از شخص پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم نقل شده که نشان میدهد منظور از «قربی» اهل بیت و نزدیکان و خاصان پیامبرند.[2]
به عنوان نمونه «حاکم حسکانی» که از دانشمندان معروف قرن پنجم هجری است، در «شواهد التنزیل» از ابی امامه باهلی نقل میکند که پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: «إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْأَنْبِیاءَ مِنْ أَشْجَارٍ شَتَّی، وَخُلِقْتُ أَنَا وَعَلِی مِنْ شَجَرَةٍ وَاحِدَةٍ، فَأَنَا أَصْلُهَا وَعَلِی فَرْعُهَا، وَفاطِمَةُ لُقاحُها وَالْحَسَنُ وَاَلْحُسَینُ ثِمَارُهَا، وَأَشْیاعُنَا أَوْرَاقُهَا، فَمَنْ تَعَلَّقَ بِغُصْنٍ مِنْ أَغْصَانِهَا نَجَا، وَمَنْ زَاغَ هَوَی، وَلَوْ أَنَّ عَبْداً عَبَدَ اللَّهَ بَینَ اَلصَّفَا وَاَلْمَرْوَةِ أَلْفَ عَامٍ، ثُمَّ أَلْفَ عَامٍ، ثُمَّ أَلْفَ عَامٍ، حَتَّی یصِیرَ کالشَّنِّ الْبَالِی، ثُمَّ لَمْ یدْرِک مَحَبَّتَنَا أَکبَّهُ اللَّهُ عَلَی مَنْخِرَیهِ فِی اَلنَّارِ ثُمَّ تَلاَ: "قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی"؛ خداوند پیامبران را از درختان مختلفی آفرید، ولی من و علی علیه السلام را از درخت واحدی، من ریشه آن هستم و علی علیه السلام شاخه آن و فاطمه موجب باروری آن است و حسن و حسین علیهما السلام میوههای آن، و شیعیان ما برگهای آناند، پس هر کس به شاخهای از شاخههای آن تمسک جوید نجات مییابد، و کسی که منحرف شود سقوط میکند، و اگر بندهای خدا را در میان صفا و مروه، هزار سال، و سپس هزار سال، و از آن پس هزار سال، عبادت کند، تا همچون مشک خشک و کهنهای شود اما محبت ما را نداشته باشد خداوند او را به صورت در آتش میافکند، سپس این آیه را [به عنوان شاهد] تلاوت فرمود: "قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی".[3]
سیوطی در «درّ المنثور» روایت معروفی از امام سجّاد نقل میکند: «هنگامی که علی بن الحسین علیه السلام را به اسارت آوردند، و بر در دروازه دمشق نگه داشتند، مردی از اهل شام گفت: "اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِی قَتَلَکمْ وَاِسْتَأْصَلَکمْ!؛ خدا را شکر که شما را کشت، و ریشهکن ساخت!" علی بن الحسین علیه السلام فرمود: آیا قرآن را خوانده ای؟ گفت آری، فرمود: سورههای حامیم را خواندهای، عرض کرد نه، فرمود آیا این آیه را نخواندهای: "قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی؟!" گفت: آیا شما همانها هستید که در این آیه اشاره شده؟ فرمود: آری».[4]
آیه تطهیر
آیه تطهیر یکی از آیات مربوط به عصمت امام حسین علیه السلام و دیگر ائمّه معصومین علیهم السلام میباشد: «إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکمْ تَطْهِیرا؛ خداوند فقط میخواهد پلیدی [گناه] را از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد».[5]
دهها نفر از محدّثان اهل سنّت و پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام در کتب خویش تصریح کردهاند که شأن نزول این آیه علاوه بر پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم، «حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام»، میباشد.[6]
به عنوان نمونه روایات متعددی که از ابو سعید خدری صحابه معروف نقل شده که او اشاره به آیه تطهیر کرده و با صراحت میگوید: «نَزَلَتْ فِی خَمْسَةٍ، فِی رَسُولِ اَللَّهِ وَعَلِی وَفَاطِمَةَ وَاَلْحَسَنِ وَاَلْحُسَینِ عَلَیهِمُ السلام؛ این آیه درباره رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام نازل شده است».[7]
گفتنی است این آیه گرچه در لابهلای آیات مربوط به همسران پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم آمده، اما تغییر سیاق آن (تبدیل ضمیرهای «جمع مؤنث» به «جمع مذکر») دلیل بر این است که این آیه محتوایی جدای از آن آیات دارد.
روایات فراوانی در دست داریم که: نشان میدهد آیه، مخصوص این بزرگواران است، و همسران، در این معنی داخل نیستند، هرچند از احترام متناسب برخوردارند. از آن جمله روایتی است که «ثعلبی» در تفسیر خود، از «ام سلمه» نقل کرده که: پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم در خانه خود بود، که فاطمه علیها السلام «حریرهای» (نوعی غذا) نزد آن حضرت آورد. پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: «همسر» و دو فرزندانت «حسن» و «حسین» را صدا کن! آنها را آورد. سپس غذا خوردند. بعد [از آن] پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم عبایی بر آنها افکند و گفت: «اَللَّهُمَّ، هَؤُلاَءِ أَهْلُ بَیتِی وَعِتْرَتِی، فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ اَلرِّجْسَ، وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِیراً؛ خداوندا اینها خاندان منند، پلیدی را از آنها دور کن، و از هر آلودگی پاکشان گردان».
در اینجا آیه «إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ»[8] نازل شد ... من گفتم: آیا من هم با شما هستم ای رسول خدا! فرمود: «إِنَّک إِلَی خَیرٍ؛ تو بر خیر و نیکی هستی [اما در زمره این گروه نیستی]».[9]
همچنین روایات بسیار فراوانی در مورد «حدیث کساء» به طور اجمال وارد شده که از همه آنها استفاده میشود، پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم، «علی» و «فاطمه» و «حسن» و «حسین» علیهم السلام را فرا خواند - و یا به خدمت او آمدند - پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم عبائی بر آنها افکند گفت: خداوندا! اینها خاندان منند، رجس و آلودگی را از آنها دور کن، در این هنگام آیه «إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ»[10] نازل گردید.
دانشمند معروف «حاکم حسکانی نیشابوری» در «شواهد التنزیل» این روایات را به طرق متعدد از راویان مختلفی گردآوری کرده است.[11]
آیه مباهله
آیه 61 سوره آل عمران (آیه مباهله) یکی دیگر از آیات مربوط به فضیلت امام حسین علیهم السلام است: «فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَک مِنَ الْعِلْمِ، فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکمْ وَنِساءَنا وَنِساءَکمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَکمْ، ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِین؛ هرگاه بعد از علم و دانشی که [درباره مسیح] به تو رسیده، [باز] کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم!».
این آیه شریفه، که موضوع آن مباهله مسلمانان با مسیحیان نجران است، از سویی حقّانیت اسلام و پیامبر اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم را ثابت میکند و از سوی دیگر، رفعت مقام و علوّ درجه اهل بیت پیامبر علیهم السلام را بیان میدارد.[12]
غالب مفسّران و محدّثان شیعه و اهل تسنن تصریح کردهاند، که آیه مباهله در حقّ اهل بیت پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین نازل شده است، و تنها کسانی که پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم همراه خود به میعادگاه برد، فرزندانش حسن و حسین علیهما السلام و دخترش فاطمه علیها السلام و علی علیه السلام بودند. بنابراین منظور از «ابناءنا» در آیه، منحصراً «حسن و حسین» علیهما السلام هستند، همانطور که منظور از «نساءنا» فاطمه علیها السلام، و منظور از «انفسنا» تنها علی علیه السلام بوده است. احادیث فراوانی در این زمینه نقل شده است.[13]
از جمله سیوطی در الدرّ المنثور از حاکم و ابن مردویه و ابونعیم در دلائل النبوة از جابر بن عبداللَّه انصاری نقل میکند: «هنگامی که پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم قرار مباهله با مسیحیان را گذاشت، روز بعد دست علی و فاطمه و حسن و حسین صلوات الله علیهم اجمعین را گرفت و برای مباهله آورد. اما آنها (مسیحیان) حاضر به مباهله نشدند. سپس جابر میافزاید: آیه «تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکمْ...»،[14] درباره آنها نازل شد».[15]
آیه «فَتَلَقّی آدم»
در آیه 37 سوره بقره آمده است، که: «فَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کلِماتٍ فَتابَ عَلَیهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیم؛ آدم علیه السلام [پس از ترک اولی] کلماتی از سوی پروردگارش دریافت داشت [و با آن توبه کرد]، و خداوند توبه او را پذیرفت، زیرا او توبهپذیر و مهربان است».
در روایات متعدّدی که از پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم یا صحابه نقل شده، آن کلماتی که خداوند به آدم علیه السلام برای توبه القاء نمود، سوگند دادن خداوند به حق محمّد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام بوده است.
سیوطی در الدرّ المنثور در ذیل همین آیه از ابن عبّاس نقل میکند که من از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم پرسیدم: منظور از این کلماتی که آدم علیه السلام از خداوند دریافت داشت و با آن توبه کرد، چه بود؟ فرمود: «سَأَلَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَعَلِی وَفَاطِمَةَ وَاَلْحَسَنِ وَاَلْحُسَینِ إِلاَّ تُبْتَ عَلَیَّ، فَتَابَ عَلَیهِ؛ او خدا را به حق محمّد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام خواند و تقاضا کرد که مرا ببخش و خداوند توبه او را پذیرفت».[16]
ابن مغازلی در کتاب مناقبش همین معنی را از سعید بن جبیر از ابن عباس نقل کرده است، که از پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم درباره کلماتی که آدم علیه السلام از پروردگارش دریافت داشت و خداوند توبه او را پذیرفت، سؤال شد. پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: «سَأَلَهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَعَلِی وَفَاطِمَةَ وَاَلْحَسَنِ وَاَلْحُسَینِ علیهما السلام إِلاَّ تُبْتَ عَلَیَّ، فَتَابَ عَلَیهِ؛ از خدا به حقّ محمّد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهما السلام درخواست کرد که توبه مرا بپذیر، و خداوند توبه او را پذیرفت».[17]
آیه 33 آل عمران
خداوند در آیه 33 سوره آل عمران میفرماید: «إِنَ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِیمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِین؛ خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید و برتری داد».
در روایات متعددی که از طرق اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده است، به آیه 33 سوره آل عمران برای معصوم بودن انبیاء و امامان استدلال شده است. زیرا خداوند هرگز افراد گنهکار و آلوده به شرک و کفر و فسق را انتخاب نمیکند، بلکه آنهایی را برمیگزیند که از آلودگیها برکنار و معصوم باشند [البته مراحلی از عصمت را میتوان از آیه استفاده کرد].[18]
امام حسین علیه السلام در روز عاشورا بر منزلت و مقام خود به این آیه استدلال کرده است؛ آن حضرت رو به عمر بن سعد کرده، فریاد زد: «مَا لَک قَطَعَ اَللَّهُ رَحِمَک وَلاَ بَارَک اَللَّهُ لَک فِی أَمْرِک وَسَلَّطَ عَلَیک مَنْ یذْبَحُک بَعْدِی عَلَی فِرَاشِک کمَا قَطَعْتَ رَحِمِی وَلَمْ تَحْفَظْ قَرَابَتِی مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ صلّی الله علیه وآله وسلّم؛ خدا نسل تو را ریشه کن کند و به هیچ کارت برکت ندهد و بر تو کسی را چیره سازد که سرت را بعد از من در بستر از تن جدا سازد، همانگونه که تو رشته رحم مرا قطع کردی، و پیوند مرا با رسول خدا نادیده گرفتی!».
آنگاه امام با صدای رسا این آیه را تلاوت کرد: «إِنَ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِیمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِین * ذُرِّیةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیم؛ خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد * آنها فرزندان [و دودمانی] بودند که [از نظر پاکی و تقوی و فضیلت] بعضی از بعضی دیگر گرفته شده بودند و خداوند شنوا و داناست».[19]
آیه 24 سوره ابراهیم
خداوند در یک اشاره زیبا میفرماید: «أَ لَمْ تَرَ کیفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً کلِمَةً طَیبَةً کشَجَرَةٍ طَیبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَفَرْعُها فِی السَّماء؛ آیا ندیدی چگونه خداوند کلمه طیبه را به درخت پاکیزهای تشبیه کرده که ریشه آن ثابت و شاخه آن در آسمان است؟».[20]
کلمه شجره طیبه مفهوم وسیعی دارد که هرگونه شخص و برنامه و مکتب و فکر و اندیشه و گفتار و عمل [پاک و پربرکت] را شامل میشود. ولی در بعضی از روایات اسلامی به مورد خاصی تفسیر شده که پیدا است درصدد انحصار نیست.
از جمله در کتاب کافی از امام صادق علیه السلام در تفسیر جمله «کشَجَرَةٍ طَیبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَفَرْعُها فِی السَّماء»،[21] چنین نقل شده است: «رَسُولُ اَللَّهِ صلّی الله علیه وآله وسلّم أَصْلُهَا وَأَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیهِ السلام فَرْعُهَا وَاَلْأَئِمَّةُ مِنْ ذُرِّیتِهِمَا أَغْصَانُهَا وَعِلْمُ اَلْأَئِمَّةِ ثَمَرَتُهَا وَشِیعَتُهُمُ اَلْمُؤْمِنُونَ وَرَقُهَا هَلْ فِیهَا فَضْلٌ قَالَ قُلْتُ لاَ وَاَللَّهِ قَالَ وَاَللَّهِ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ لَیولَدُ فَتُورَقُ وَرَقَةٌ فِیهَا وَإِنَّ اَلْمُؤْمِنَ لَیمُوتُ فَتَسْقُطُ وَرَقَةٌ مِنْهَا؛ پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم ریشه این درخت است و امیر مؤمنان علی علیه السلام شاخه آن، و امامان علیهم السلام که از ذریه آنها هستند شاخههای کوچک تر، و علم امامان میوه این درخت است، و پیروان با ایمان آنها برگهای این درختند، سپس امام فرمود: آیا چیز دیگری باقی ماند؟ راوی میگوید: گفتم نه، به خدا سوگند! فرمود: به خدا قسم هنگامی که یک فرد با ایمان متولد میشود برگی در آن درخت ظاهر میگردد و هنگامی که مؤمن راستین میمیرد برگی از آن درخت میافتد!».[22]
آیه اطعام
یکی از فضایل مهمّ و عبرت آموز امام حسین علیه السلام، بلکه از فضایل اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، در آیه 8 سوره انسان مطرح شده است.[23]
خداوند در این آیه شریفه، از کسانی که ایثار کردند و غذای خود را به اسیری دادند، تجلیل و احترام به عمل میآورد، و میفرماید: «وَیطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْکیناً وَیتِیماً وَأَسِیراً؛ ابرار و نیکان غذای خود را با آنکه به آن علاقه و نیاز دارند، به فقیر و یتیم و اسیر میدهند».
عامّه و خاصّه نقل کردهاند که «امام حسن و امام حسین علیهم السلام بیمار شدند. حضرت علی علیه السلام به منظور شفای آنان، سه روز روزه نذر کرد. حضرت زهرا علیها السلام و فضّه هم به این نذر پیوستند. پس از شفا یافتن آن دو بزرگوار، همگی حتّی امام حسن و امام حسین علیهما السلام روزه گرفتند. فاطمه زهرا علیها السلام برای افطاری، پنج قرص نان جو آماده کرده بود. هنگام افطار، فقیری در خانه را زد و تقاضای کمک کرد. تمام اعضای خانه، با وجود گرسنگی و نیازشان به نان، نان افطاری خود را به آن فقیر دادند و با آب افطار کردند. روزهای دوم و سوم نیز، یتیمی و اسیری درخواست کمک کردند و آن عزیزان نانهای افطاری خود را به آنان بخشیدند. روز چهارم درحالیکه حضرت رسول صلّی الله علیه وآله وسلّم بر ناتوانی این خانواده نگران بود، سوره دهر در شأن انفاق آنان نازل شد».[24]
کهیعص
در آغاز سوره مریم به حروف مقطعه برخورد میکنیم: «ک، ه، ی، ع، ص» (کهیعص).
در خصوص حروف مقطعه این سوره دو دسته از روایات در منابع اسلامی دیده میشود:
نخست: روایاتی است که هر یک از این حروف را اشاره به یکی از اسماء بزرگ خداوند (اَلْأَسْماءُ اَلْحُسْنی) میداند. در این روایات، «ک» اشاره به کافی و «ه» اشاره به هادی، و «ی» اشاره به ولی، و «ع» اشاره به عالم و «ص» اشاره به «صادق الوعد» (کسی که در وعده خود صادق است) میباشد.
دوم: روایاتی است که این حروف مقطعه را به داستان قیام امام حسین علیه السلام در کربلا تفسیر کرده است. طبق این روایات، «ک» اشاره به «کربلا»، «هاء» اشاره به «هلاک خاندان پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم» و «ی» به «یزید» و «ع» به مسئله «عطش» و «ص» به «صبر و استقامت» حسین و یاران جانبازش، دارد.[25]
البته آیات قرآن تاب معانی مختلفی را دارد و گاه مفاهیمی را از گذشته و آینده بیان میکند که در عین تنوع منافاتی هم با هم ندارند.[26]
آیه نور
قرآن کریم میفرماید: «مَثَلُ نُورِهِ کمِشْکاةٍ فِیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ کأَنَّها کوْکبٌ دُرِّی؛ مَثَلِ نور خداوند، همانند چراغ دانی است که در آن چراغی باشد، و آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفاف و درخشنده هم چون یک ستاره فروزان».[27]
در قرآن مجید و روایات اسلامی از چند چیز به عنوان «نور» یاد شده، از جمله امامان و پیشوایان معصوم؛ چنانکه در زیارت جامعه کبیره آمده: «خَلَقَکمُ اللَّهُ انْواراً، فَجَعَلَکمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقین؛ خداوند شما را نورهایی آفرید که گرد عرش او حلقه زده بودید». نیز در همان زیارت نامه آمده است: «وَانْتُمْ نُورُ الْأَخْیارِ، وَهُداةُ الْأَبْرار؛ شما نور خوبان و هدایت کننده نیکوکاران هستید».[28]
در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام «مشکات» به فاطمه علیها السلام و «مصباح» به حسن علیه السلام و «زجاجه» به حسین علیه السلام تفسیر شده است.[29]
البته همان گونه که قبلاً هم اشاره کردیم آیات مفهوم وسیعی دارد و روایت فوق بیان مصداق روشنی از آن است. بی آنکه از عمومیت آیه صرف نظر شود و به این ترتیب هیچگونه تضادی در روایات نیست.[30]
آیه 22 سوره الرحمن
در آیات 19، 20 و ۲۲ سوره «الرحمن» میخوانیم: «مرَجَ الْبَحْرَینِ یلْتَقِیانِ * بَینَهُما بَرْزَخٌ لا یبْغِیانِ * یخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجان؛ خداوند دو دریای مختلف (شور و شیرین، گرم و سرد) را در کنار هم قرار داد * درحالیکه با هم تماس دارند، در میان آن دو، مانعی است که یکی بر دیگری غلبه نمیکند [و به هم نمیآمیزند] * از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج میشود».
از آنجا که آیات قرآن ظاهر و باطنی دارد؛ گاه هم تفسیر مادی برای آن وجود دارد و هم تفسیر معنوی. در روایات اسلامی تفسیر معنوی این دو دریا به علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیها السلام، و تفسیر معنوی لؤلؤ و مرجان به حسن و حسین علیهما السلام شده است.
در شواهد التنزیل از سلمان فارسی در تفسیر آیه «مرَجَ الْبَحْرَینِ یلْتَقِیانِ»،[31] چنین نقل شده است که منظور علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیها السلام است. سپس میافزاید، پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: «منظور از "یخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجان"[32] حسن و حسین علیهما السلام است».[33] همین معنی از ابن عبّاس و از ضحّاک در طریق دیگری نقل شده است.[34]
آیه «نفس مطمئنه»
خداوند در آیات 27 و 28 سوره فجر میفرماید: «یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِی إِلی رَبِّک راضِیةً مَرْضِیةً؛ ای نفس مطمئن و آرام * باز گرد به سوی پروردگارت که هم تو از او خشنود هستی، و هم او از تو».
در حدیثی از امام صادق علیه السلام میخوانیم: «سوره فجر را در هر نماز واجب و مستحبّ بخوانید که سوره حسین بن علی علیه السلام است، هر کس آن را بخواند با حسین بن علی علیه السلام در قیامت در درجه او از بهشت خواهد بود».[35] معرفی این سوره به عنوان سوره حسین بن علی علیه السلام ممکن است به خاطر این باشد که مصداق روشن «نفس مطمئنه» که در آیه 27 سوره فجر مخاطب واقع شده، حسین بن علی علیه السلام است، همانگونه که در حدیثی از امام صادق علیه السلام ذیل همین آیات آمده است.[36]
سخن آخر: (آیه ۲۳ سوره احزاب)
آیه ۲۳ سوره احزاب اشاره به گروه خاصی از مؤمنان است که در تأسی به پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم از همه پیشگام تر بودند، و بر سر عهد و پیمانشان با خدا یعنی فداکاری تا آخرین نفس و آخرین قطره خون ایستادند؛ میفرماید: «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ وَما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً؛ در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستادهاند، بعضی پیمان خود را به آخر بردند [و در راه او شربت شهادت نوشیدند] و بعضی دیگر در انتظارند، و هیچگونه تغییری در پیمان خود ندادند».
در میان مفسران گفتگو است که این آیه به چه افرادی ناظر است؟
دانشمند معروف اهل سنّت، «حاکم ابو القاسم حسکانی» با سند از علی علیه السلام نقل میکند که فرمود: «فِینَا نَزَلَتْ: "رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اَللّهَ عَلَیهِ" فَأَنَا وَاَللَّهِ اَلْمُنْتَظِرُ مَا بَدَّلْتُ تَبْدِیلاً؛ آیه "رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اَللّهَ عَلَیهِ" درباره ما نازل شده است، و من به خدا همان کسی هستم که انتظار [شهادت] را میکشم، [و قبلا مردانی از ما هم چون حمزه سید الشهداء علیه السلام شربت شهادت نوشیدند] و من هرگز در روش خود تغییر نداده، بر سر پیمانم ایستادهام».[37]
آیه مفهوم وسیعی دارد که همه شهدای اسلام را که قبل از ماجرای جنگ «احزاب» شربت شهادت نوشیده بودند شامل میشود، و منتظران نیز تمام کسانی بودند که در انتظار پیروزی و شهادت به سر میبردند، و افرادی همچون حمزه سید الشهدا علیه السلام و علی علیه السلام در رأس این دو گروه قرار داشتند.
لذا در تفسیر «صافی» چنین آمده است: «أَنَّ أَصْحَابَ اَلْحُسَینِ عَلَیهِ السلام بِکرْبَلاَ کانُوا کلُّ مَنْ أَرَادَ اَلْخُرُوجَ وَدَّعَ اَلْحُسَینَ عَلَیهِ السلام وَقَالَ: السلام عَلَیک یا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ فَیجِیبُهُ: وَعَلَیک السلام وَنَحْنُ خَلْفَک وَیقْرَأُ "فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ"؛ یاران امام حسین علیه السلام در کربلا هر کدام که میخواستند به میدان بروند، با امام علیه السلام وداع میکردند و میگفتند سلام بر تو ای پسر رسول خدا (سلام وداع)، امام علیه السلام نیز به آنها پاسخ میگفت، و سپس این آیه را تلاوت میفرمود: "فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ"».[38]
از کتُب مَقاتِل استفاده میشود که امام حسین علیه السلام این آیه را بر کنار جنازه شهیدان دیگری همچون «مسلم بن عوسجه» و به هنگامی که خبر شهادت «عبد اللّه بن یقطر» به او رسید، نیز تلاوت فرمود.[39]
و از اینجا روشن میشود که آیه چنان مفهوم وسیعی دارد که تمام مؤمنان راستین را در هر عصر و هر زمان شامل میشود؛ چه آنها که جامه شهادت در راه خدا بر تن پوشیدند و چه آنها که بدون هیچگونه تزلزل بر سر عهد و پیمان با خدای خویش ایستادند و آماده جهاد و شهادت بودند.[40]
در عصر و زمان ما هم این آیه مصداق دارد؛ جمعی از مؤمنان صالح العمل در انقلاب اسلامی و جنگهای تحمیلی هشت ساله، 12 روزه و جنگ رمضان، شربت شهادت نوشیده و به ملکوت اعلی پیوستند و عدّهای دیگر بر سر عهد و پیمان خود بوده و آماده جانبازی و جانفشانی هستند.
نکتهای که در پایان آیه مورد بحث به آن پرداخته شده، که مؤمنان ثابتقدم هرگز مسیرشان را عوض نمیکنند و بر سر عهد و پیمان خود هستند «وَما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً»،[41] نکته قابل توجّهی است.
اصحاب با وفای امام حسین علیه السلام نیز تا آخرین قطره خون خویش بر سر عهد و پیمان خود ایستادند و حتّی پس از آنکه حضرت سید الشهداء علیه السلام بیعت خود را از آنان برداشت، حاضر به ترک اردوگاه حسینی نشدند، بلکه آرزو کردند ای کاش به جای یک جان، جانها داشتند و در راه آن حضرت میدادند.[42]
متأسّفانه همه، توفیق ثبات قدم و ماندن در مسیر حق را تا پایان عمر ندارند و در مقابل وسوسههای اموال حرام و مقامهای نامشروع میلرزند و از مسیر حق منحرف میشوند. باید دعا کنیم که خداوند متعال به همه ما توفیق ماندن در مسیر هدایت را عنایت فرماید تا عاقبت به خیر شویم.[43]
پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir
منابع:
1. تفسیر نمونه
2. پیام قرآن
[1] پیام قرآن، ج9، ص214.
[2] تفسیر نمونه، ج20، ص410.
[3] شواهد التنزیل (ط - تهران)، ج2، ص203، ح837؛ (پیام قرآن، ج9، ص219).
[4] درّ المنثور (ط - بیروت)، ج7، ص348؛ (تفسیر نمونه، ج20، ص413).
[5] احزاب، آیه33؛ (آیات ولایت در قرآن، ص155).
[6] دائرة المعارف فقه مقارن، ج1، ص335.
[7] شواهد التنزیل (ط - تهران)، ج۲، ص۲۴-۲۷، ح659-668؛ (یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ برگرفته از تفسیر نمونه، ص۲۷۸).
[8] احزاب، آیه33.
[9] مجمع البیان (ط - بیروت)، ج8، ص137، ذیل آیه مورد بحث؛ (شان نزول آیات قرآن، ص362).
[10] احزاب، آیه33.
[11] شواهد التنزیل (ط - تهران)، ج۲، ص50 به بعد؛ (شان نزول آیات قرآن، ص364).
[12] آیات ولایت در قرآن، ص201
[13] تفسیر نمونه، ج2، ص582.
[14] آل عمران، آیه61.
[15] درّ المنثور (ط - بیروت)، ج2، ص232 ذیل آیه مورد بحث. (با كمى تلخیص)؛ (پیام قرآن، ج9، ص234).
[16] همان، ج1، ص147.
[17] مناقب ابن مغازلى (ط - بیروت)، ص105؛ (پیام قرآن، ج9، ص384).
[18] تفسیر نمونه، ج۲، ص۵۲۰.
[19] آل عمران، آیه33-34؛ (عاشورا ریشهها، انگیزهها، رویدادها، پیامدها، ص478).
[20] ابراهیم، آیه۲۴.
[21] همان.
[22] كافی (ط - الإسلامیة)، ج1، ص428، ح80؛ (تفسیر نمونه، ج10، ص340).
[23] آیات ولایت در قرآن، ص۲۱۳.
[24] التبیان (ط - قم)، ج10، ص211؛ (مثال هاى زیباى قرآن، ج1، ص103).
[25] نور الثقلین (ط - قم)، ج3، ص320.
[26] تفسیر نمونه، ج13، ص7.
[27] نور، آیه35.
[28] تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۴۷۱.
[29] نور الثقلین (ط - قم)، ج۳، ص۶۰۲ و ۶۰۳، ذیل آیات مورد بحث. (با كمى تلخیص).
[30] تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۴۸۵.
[31] الرحمن، آیه19.
[32] همان، آیه22.
[33] شواهد التنزیل (ط - تهران)، ج۲، ص۲۰۹، ح919.
[34] همان، ص۲۰۸؛ (پیام قرآن، ج۹، ص۳۳۲).
[35] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج44، ص218، ح8.
[36] همان؛ (تفسیر نمونه، ج۲۶، ص۴۳۸).
[37] مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (ط - تهران)، ج26، ص400، ح476.
[38] تفسیر صافی (ط - تهران)، ج4، ص181.
[39] نور الثقلین (ط - قم)، ج۴، ص۲۵۹.
[40] تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۲۴۶.
[41] احزاب، آیه۲۳.
[42] سخنان حسین بن على علیه السلام (ط - قم)، ص۲۱۰.
[43] تفسیر سوره احزاب، ص۱۷۶.








