در میان عبادتهای بزرگ اسلامی، حجّ یک عبادت دسته جمعی است که هر سال در روزهای معینی در سرزمینی تاریخی و با شکوه انجام میگیرد. این نوع عبادت علاوه بر اینکه پیوند استواری میان بنده و خدا به وجود میآورد، میتواند از جهات گوناگونی مبدأ اثرات سودمند و ارزندهای در اجتماع اسلامی باشد؛[1]همانگونه که قرآن مجید در یک جمله کوتاه و بسیار پر معنا، درباره حجّ میفرماید: «لِیشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ؛ تا شاهد منافع گوناگون خویش [در این برنامه حیاتبخش] باشند!».[2]
متأسّفانه گروهی از مسلمین از فلسفه سیاسی حجّ بیخبرند. تنها به ظواهر قناعت میکنند، و از روح این عبادت بزرگ غافلاند،[3] حال آنکه جنبه سیاسی حج، بسیار قوی است. و جدا ساختن آن از مسائل سیاسی، امری غیر ممکن است.[4]
در نگاشته حاضر به ابعاد سیاسی حجّ که در کنار آثار تربیتی حجّ قرار دارد و بسیار مهم است، میپردازیم.
حجّ و خودآگاهی سیاسی
مراسم حجّ در عین اینکه خالصترین و عمیقترین عبادتها را عرضه میکند، مؤثّرترین وسیله برای پیشبرد اهداف سیاسی اسلام است. روح عبادت توجّه به خدا و روح سیاست توجّه به خلق خداست. این دو در حجّ چنان به هم آمیختهاند که تار و پود یک پارچه به حساب میآیند.[5]
حجّ یکی از عبادتهای اسلامی است که تأثیر مهمّی در آموزش مسلمین و نشر علم و دانش و وحدت صفوف و قوّت و شوکت مسلمین دارد؛ مراسم حجّ است که همه سال، میلیونها نفر از مسلمانان را از سراسر جهان به سوی خود فرا میخواند و در یک کنگره عظیم جمع میکند و آموزشهای زیادی را در جهات معنوی و مادّی به آنها میدهد.
این نکته قابل توجّه است که همه ساله گروه عظیمی از شخصیتهای سیاسی مسلمین در میان صفوف حجّاج به زیارت خانه خدا میشتابند، و در طول مدّتی که در مکه و مدینه و سایر مواقف دیگر حجاج در تماس هستند، قسمت قابل ملاحظهای از معلومات خود را مبادله میکنند.
مخصوصاً در این اواخر که بسیاری از مسلمانان به اهمیت این گردهمایی معنوی عظیم آشناتر شدهاند در حاشیه این مراسم پرشکوه [میتوانند] گردهماییها، سمینارها و کنگرههایی [سیاسی] تشکیل دهند و اندیشمندان سیاسی کشورهای مختلف در آن جمع شوند، و رهآوردهای خود را در اختیار یکدیگر قرار دهند.[6]
اما متأسّفانه این بُعد حجّ هم نیز مورد توجّه جدّی مسلمانان قرار نگرفته، بلکه گویا طرح مسائل سیاسی در آن کنگره بزرگ ممنوع است.
[به عنوان نمونه] پرجمعیتترین نماز جمعه دنیا، [در ایّام حجّ] تشکیل میشود. انسان انتظار دارد که خطیب جمعه لاأقل مسائل مورد قبول همه مسلمین، از قبیل اشغال فلسطین، جنایات اسرائیل و مانند آن را در خطبههای خود مطرح کند، و آن را برای مسلمین تجزیه و تحلیل نموده، و وظیفه آنان را در قبال این حوادث توضیح دهد.
اما با کمال تأسّف کمترین اثری از مباحث سیاسی در خطبههای آنان نیست و در کمال بهت و ناباوری به مسائل فردی کماهمیت پیشپاافتادهای همچون کراهت خوردن پیاز برای کسی که قصد آمدن به مسجد دارد، و مباحثی پیرامون جنّ و امثال آن میپردازد. اگر این تریبون مهم در دست خطیبان جمعه شیعه بود، با ایراد چند خطبه آتشین خواب راحت را از دشمنان اسلام مخصوصاً آمریکا و اسرائیل میربودند.[7]
حجّ، عامل همبستگی و عرصه وحدت کلمه در جهان اسلام
آیینهای الهی اهداف زیادی را، از جمله تهذیب نفوس انسانی و رسانیدن او به مقام قرب الهی، تعقیب میکنند، ولی مسلّماً یکی از مهمّترین اهداف، رفع اختلافات بوده است.
زیرا همیشه نژادها، قومیتها، و زبان و مناطق جغرافیایی عامل جدایی جوامع انسانی بوده، چیزی که میتواند به عنوان یک حلقه اتصال همه فرزندان آدم را از هر نژاد و زبان و قومیت و منطقه جغرافیایی به هم پیوند دهد، آیینهای الهی است، که تمام این مرزها را در هم میشکند، و همه انسانها را زیر یک پرچم جمع میکند که نمونه آن را در مراسم عبادی سیاسی «حجّ» میتوان مشاهده کرد.[8]
و اگر میبینیم پارهای از مذاهب، عامل اختلاف و درگیری شدهاند، به خاطر آمیخته شدن آنها با خرافات و تعصبهای کورکورانه است، وگرنه مذاهب دستنخورده آسمانی، همه جا عامل وحدت به شمار میآید.[9]
حجّ عامل مبارزه با تعصّبات ملّی و نژادپرستی و محدود شدن در حصار مرزهای جغرافیایی است؛[10] شرکتکنندگان در اجتماع [حجّ] بسیار متنوّع هستند. از کشورهای مختلف اسلامی و غیر اسلامی، از نژادهای مختلف، سیاه و زرد و سفید، عرب و فارس و ترک و دیگر مسلمانان، همه و همه به سمت سرزمین وحی حرکت میکنند، تا در اجتماع سالانه حجّ شرکت کنند.
هنگامی که انسان در مسجد النّبی و مسجد الحرام در کنار مسلمانهای دیگر کشورها قرار میگیرد، که علی رغم تفاوتهای فراوان در شکل ظاهری و دیگر جهات، همه به سمت یک قبله نماز میگزارند، و خدای واحدی را پرستش میکنند، و بر رسالت پیامبر واحد شهادت میدهند، و معتقد به جهان آخرت هستند، از خوشحالی در پوست خود نمیگنجد. امّا افسوس و صد افسوس که از این اجتماع بزرگ و بینظیر حساب شده سالانه، بهرهگیری لازم نمیشود، که اگر چنین بود، قطعاً وضع مسلمانان به شکل دیگری بود.[11]
مسلمانانی که در حجّ گرد هم میآیند، نمایندگان طبیعی و واقعی بیش از دو میلیارد مسلمان هستند. اگر این مسلمانان متّحد شوند، و دست به دست همدیگر دهند، و وحدت مسلمین را تقویت کنند، و تصمیم مشترکی بگیرند، پشت دشمنان اسلام را میلرزانند.
آری! حجّ میتواند پشت دشمن را بلرزاند.[12] و به عنوان یک کنگره ملی در سطح جهانی موجب همبستگی هرچه بیشتر در زمینههای سیاسی مسلمانان جهان گردیده و قشرهای مختلف جوامع اسلامی را فشردهتر و متّحدتر ساخته، و مبادلات فکری و انسانی را در میان آنان تسریع کند.[13]
حجّ فرصت بیداری و مایه شوکت مسلمین
حجّ وسیلهای است برای شکستن سانسورها و از بین بردن خفّت نظامهای ظالمانهای که در کشورهای اسلامی حکمفرما میشود.
حجّ وسیلهای است برای انتقال اخبار سیاسی کشورهای اسلامی از هر نقطه به نقطه دیگر است.
حجّ عامل مؤثّری است برای شکستن زنجیرهای اسارت و استعمار و آزاد ساختن مسلمین.
و به همین دلیل در آن ایام که حاکمان جبّار همچون بنی امیه و بنی عبّاس بر سرزمینهای مقدّس اسلامی حکومت میکردند هرگونه تماس میان قشرهای مسلمان را زیر نظر میگرفتند تا هر حرکت آزادیبخش را سرکوب کنند. فرارسیدن موسم حجّ دریچهای بود به سوی آزادی و تماس قشرهای جامعه بزرگ اسلامی با یکدیگر و طرح مسائل مختلف سیاسی.[14]
حجّ باعث قوّت و قدرت مسلمین است. اگر نمایندگان تمام کشورهای اسلامی و غیر اسلامی که سکنه مسلمان دارد جمع شوند و در مورد نقاط ضعف و قوّت مسلمانان بحث و گفتگو کنند و نقاط قوّت خویش را تقویت و نقاط ضعف را جبران نمایند، پشت دشمنان را شکسته، و باعث استوار شدن سیاست اسلامی خواهد شد.[15]
سخن آخر: (حجّ، عامل بقای اسلام)
آورنده اسلام با وضع قوانین سیاسی و دعوت به تشکیل کنگره سالانه در سرزمین مکّه، بقا و ابدیت و مصونیت آیین خود را تضمین نموده است و طبعاً این کنگره اثراتی بالاتر از اثرات کنگرههای سالانه احزاب سیاسی و زنده جهان دربرخواهد داشت.[16]
کوتاه سخن اینکه این عبادت بزرگ اگر به طور صحیح و کامل مورد بهرهبرداری قرار گیرد و زوّار خانه خدا در آن ایام که در آن سرزمین مقدس حضور فعال دارند و دلهایشان آماده است، از این فرصت بزرگ برای حلّ مشکلات گوناگون جامعه اسلامی با تشکیل کنگرههای مختلف سیاسی و ... استفاده کنند. این عبادت میتواند از هر نظر مشکلگشا باشد، و شاید به همین دلیل است که امام صادق علیه السلام میفرماید: «لَا یزَالُ الدِّینُ قَائِماً مَا قَامَتِ الْکعْبَةُ؛ مادام که خانه کعبه برپاست اسلام هم برپاست».[17]
و نیز امام علی علیه السلام فرمود: خانه خدا را فراموش نکنید که اگر فراموش کنید هلاک خواهید شد: «اللَّهَ اللَّهَ فِی بَیتِ رَبِّکمْ لَا تُخَلُّوهُ مَا بَقِیتُمْ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِک لَمْ تُنَاظَرُوا؛ خدا را خدا را، در مورد خانه پروردگارتان، هرگز آن را خالی نگذارید که اگر آن را ترک گویید مهلت الهی از شما برداشته میشود».[18]
و نیز به خاطر اهمیت این موضوع است که فصلی در روایات اسلامی تحت این عنوان گشوده شده است که اگر یک سال مسلمانان بخواهند حجّ را تعطیل کنند بر حکومت اسلامی واجب است که با زور آنها را به مکه بفرستد.[19]
خلاصه حجّ و مراکز تجمّع آن، از سنگرهای بزرگی است که متأسّفانه مسلمانان از وظایف مهمّ خود در برابر آن غافل ماندهاند؛ همانگونه گاهی که از سایر پایگاههای عظیم سیاست اسلامی غافلند. اسلام آمیخته با سیاست است و کسی که در احکام سیاسی اسلام اندکی تأمّل کند، متوجّه این معنا میشود. هر کس گمان کند اسلام از سیاست جداست، نه اسلام را میشناسد نه سیاست را.[20]
پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir
منابع:
1. انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی
2. سوگندهای پر بار قرآن
[1] پاسخ به پرسشهای مذهبی، ص۲۸۸.
[2] حج، آيه۲۸.
[3] قهرمان توحيد، شرح و تفسير آيات مربوط به حضرت ابراهيم (ع)، ص181.
[4] پيام قرآن، ج10، ص49.
[5] انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى، ص403.
[6] پيام قرآن، ج10، ص271.
[7] سوگندهای پر بار قرآن، ص۱۶۴.
[8] تفسير نمونه، ج2، ص99.
[9] همان، ص۹۸.
[10] انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى، ص403.
[11] سوگندهای پر بار قرآن، ص۱۶۱.
[12] سوگندهاى پر بار قرآن، ص164.
[13] اسلام در یک نگاه، ص۷۶.
[14] انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى، ص404.
[15] داستان ياران: مجموعه بحث هاى تفسيرى حضرت آيت الله العظمى مكارم شيرازى (مدظله)، ص115.
[16] پاسخ به پرسش هاى مذهبى، ص289.
[17] كافي (ط - الإسلامية)، ج4، ص271، ح4.
[18] نهج البلاغه، نامه ۴۷.
[19] وسائل الشيعة (ط - قم)، ج 11، ص23، «بَابُ وُجُوبِ إِجْبَارِ الْوَالِي النَّاسَ عَلَى الْحَجِّ»؛ (يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص440).
[20] استفتاءات جدید، ج۲، ص۱۳۸.











