درس‌هایی از مکتب امام هادی علیه السلام از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدّ ظلّه العالی

درس‌هایی از مکتب امام هادی علیه السلام از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدّ ظلّه العالی


نگاه به جهان از زاویه دیگر/ در ستایش عقل / دوری کن! / مقدّرات / در برابر مصیبت‌ها / سرچشمه‌ها / پذیرش اشتباه / سرنوشت شوم / عظمت و شرافت زمین کربلا / یاد مرگ‌

نگاشتۀ حاضر در قالب احادیث ارزشمند اخلاقی امام هادی علیه السلام پیش روی خوانندگان قرار گرفته است، از خداوند متعال می‌خواهیم که معرفت ما را درباره آن امام همام روزبه‌روز بیشتر کرده و توفیق عمل به دستوراتش را به همه ما عنایت فرماید.[1]

نگاه به جهان از زاویه دیگر

امام هادی علیه السلام فرمود: «اِنَّ اللّهَ جَعَلَ الدُّنْیا دارَ بَلْوی وَالاْخِرَةَ دارَ عُقْبی وَجَعَلَ بَلْوَی الدُّنْیا لِثَوابَ الاْخِرَةِ سَبَباً وَثَوابَ الاْخِرَةِ مِنْ بَلْوَی الدُّنیا عِوَضاً؛ خداوند متعال دنیا را خانه مشکلات و امتحان، و آخرت را سرای جاویدان قرار داد و مشکلات دنیا را سبب ثواب آخرت و ثواب آخرت را عوض مشکلات دنیا قرار داد».[2]

مسئله مهم در زندگی دنیا این است که از چه منظری به دنیا بنگریم؟ اگر دنیا هدف نهایی باشد و معتقد باشیم که اوّل و آخر و آغاز و پایان همین جاست و با مرگ، همه چیز به آخر می‌رسد، خود را در دنیا مقیّد به هیچ چیز نخواهیم دانست و هرکاری دلمان بخواهد انجام می‌دهیم و از هیچ ظلم و ستمی دریغ نمی‌کنیم. امّا اگر دنیا را ابزاری برای رسیدن به جهان آخرت بدانیم و به آن همچون مزرعه ای نگاه کنیم که باید محصول آن را در سرای عقبی برداشت نماییم؛ یا آن را پلی بدانیم که باید از آن عبور کرده و به سرمنزل مقصود برسیم؛ اگر با این دید به دنیا نگاه کنیم زندگی ما را از پوچی و بیهودگی و ابتذال خارج می‌کند و دارای هدف و برنامه می‌شویم و سبب می‌شود که خود را مقید به قیودی بدانیم.

امام هادی علیه السلام در این روایت ارزشمند به همین مطالب اشاره فرموده است. از یک طرف دنیا را معبری برای رسیدن به آخرت معرّفی می‌کند، تا تنها به عنوان یک معبر به آن بنگرید و برایش ارزش قائل باشید و از سوی دیگر به سختی و مشکلات دنیا و اجر و ثوابی که تحمّل این مشکلات در جهان آخرت دارد اشاره فرموده است. حضرت در این قسمت یک بار از علّت به معلول می‌نگرد و بار دیگر ما را از معلول به سمت علّت راهنمایی می‌کند.

ابتدا مشکلات و سختی‌ها و مرارت‌های دنیا را علّت رسیدن به سعادت در سرای آخرت بیان فرموده، سپس ثواب آخرت را معلول و عوض تحمّل مشکلات دنیا معرفی می‌کند. به راستی چه ترسیم زیبایی.[3]

در ستایش عقل

امام هادی علیه السلام فرمود: «اِنَّ الظّالِمَ الْحالِمَ یَکادُ اَنْ یُعفی عَلی ظُلْمِه بِحِلْمِه، وَاِنَّ الْمُحِقَّ السَّفیهَ یَکادُ اَنْ یُطْفِیءَ نُورُ حَقِّه بِسَفَهِه؛ ظالمی که دارای حلم (دارای عقل) باشد ممکن است به سبب حلمش مورد عفو الهی قرار گیرد، ولی سفیهی که ظالم نیست ممکن است سفاهتش حقانیتش را از بین ببرد و مشمول لطف الهی نشود».[4]

امام هادی علیه السلام ظالم عاقل را اهل نجات می‌داند، امّا مُحقّ سفیه را نه، چرا؟

به دو دلیل: نخست اینکه چنین ظالمی از حد تجاوز نمی‌کند و عقلش به او اجازه افراط در ظلم و ستم نمی‌دهد.

دیگر اینکه به زودی پشیمان می‌شود و عذرخواهی و جبران خواهد کرد. امّا سفیه و نادان چه بسا به قصد اصلاح افساد کند و چه بسا کار خوبش توأم با منّت و تحقیر و آزار و اذیّت باشد.

در دنیای امروز آنچه به اسلام جاذبه داده، عقلانیّت معارف دینی است. این همه روایت که درمورد فلسفه احکام از حضرات معصومین علیهم السلام وارد شده، همه عقلانیّت دین ما را نشان می‌دهد. اگر عقلانیّت دین را تثبیت کنیم، جاذبه آن بیشتر خواهد شد.

امام هادی علیه السلام در روایت مورد بحث به همین مطلب اشاره کرده، لذا می‌فرماید: «اگر عقل داشته باشید، هرچند مرتکب لغزش‌هایی هم شده باشید، سرانجام عقل شما را عاقبت به خیر می‌کند، امّا اگر عقل در کار نباشد هرچند کارهای خوبی هم کرده باشید عاقبت به خیر نخواهید شد».[5]

دوری کن!

امام هادی علیه السلام فرمود: «مَنْ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلا تَأمَنْ شَرَّهُ؛ کسی که برای خود شخصیّتی قائل نیست، از شرّ او در امان مباش».[6]

انسان‌های بی‌شخصیّت اهمیّتی به آبروی خویش نمی‌دهند، برای رسیدن به پول به کارهای پست دست می‌زنند و از مجالست و مشارکت و دوستی با افراد پست ابایی ندارند.

چنین افرادی خطرناک‌اند. به خصوص اگر به ثروت و مقامی برسند چون برای حفظ منافع خود دست به هر کاری می‌زنند.

امام هادی علیه السلام در عبارتی مختصر و کوتاه به یک اصل مهمّ روان‌شناسی اشاره کرده است و این در حقیقت هشدار است که مراقب خطراتی که ممکن است از ناحیه انسان‌های فاقد شخصیّت متوجّه ما شود باشیم.

مطلبی که در این روایت به آن پرداخته شده، گاه در مورد اشخاص است و گاه در مورد احزاب و کشورها و دولت‌ها.

بسیاری از کشورهای مادّی دنیای امروز چنین هستند. در یک مقطع که منافعشان اقتضا کند با یک گروه یا کشور می‌جنگند و در مقطع دیگر با همان گروه و کشور متّحد شده و از آنها کمک می‌گیرند. چنین احزاب و کشورهایی فاقد شخصیّت‌اند.

به هر حال از انسان‌ها، احزاب، دولت‌ها و کشورهای بی‌شخصیّت دوری کن تا از شرّ آنها در امان باشی.[7]

مقدّرات

امام هادی علیه السلام فرمود: «اَلْمَقادیرُ تُریکَ ما لَمْ یَخْطُرْ بِبالِکَ؛ مقدّرات، چیزی را به تو نشان می‌دهد که به ذهنت خطور نمی‌کند».[8]

گاه برای طغیانگران، حوادث تلخ و کوبنده، و برای صالحان و خوبان، پیروزی‌های شیرین و دلچسبی رخ می‌دهد که هرگز تصوّر آن نمی‌شود. این حدیث در حقیقت خوف و رجا را بیان می‌کند.

به عنوان نمونه در عصر و زمان خود ما سرگذشت فرعون مصر (حسنی مبارک) و لیبی (سرهنگ قذافی) مصداقی از روایت امام دهم علیه السلام است. قذافی لباس‌های عجیبی می‌پوشید، محافظانش را از میان دختران انتخاب می‌کرد، در سفرها شتری همراه خود می‌برد تا همواره شیر تازه شتر بخورد! امّا با وضع ذلّت‌باری کشته شد و مقدّرات، چیزی برای او در نظر گرفت که هیچ کس تصوّر نمی‌کرد.

این حوادث و مقدرات غیرقابل انتظار، برای این است که انسان‌ها مغرور نشوند و به فکر طغیانگری و ظلم و ستم به دیگران نیفتند.

آنچه برای خوبان و اولیاءالله رقم می‌خورد هم گاه قابل باور نیست. به قلب چه کسی خطور می‌کرد که دشمن شماره یک فرعون در دامان او بزرگ شود؟ چه کسی تصوّر می‌کرد که خداوند پیامبرش را در غار ثور توسّط چند تار عنکبوت حفظ کند؟

خلاصه اینکه انسان، هم باید امیدوار باشد و هم خائف، که مقدّرات، چیزهایی به او نشان خواهد داد که به ذهنش هم خطور نمی‌کند.[9]

در برابر مصیبت‌ها

امام هادی علیه السلام فرمود: «اَلْمُصیبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ لِلْجازِعِ اِثنتانِ؛ کسی که درمقابل مصیبت صبر کند یک مصیبت دارد، امّا کسی که بی‌تابی کند دو مصیبت دارد (بی‌تابی مصیبت دوم است)».[10]

انسان در مواجهه با مصائب و مشکلات اگر صابر باشد یک مصیبت دارد و اگر که جزع و فزع کند دو مصیبت. چرا؟

زیرا اوّلاً: تحمّل مصیبت اجر دارد و با جزع اجرش از دست می‌رود.

ثانیاً: ممکن است براثر جزع و فزع و بی‌تابی، مبتلا به امراض مختلف ازجمله ضعف اعصاب، افسردگی و بیماری‌های جسمی شود که این خود مصیبت دیگری است. بنابراین، این که روایت می‌گوید اگر فزع کند دو مصیبت خواهد داشت، حداقل آن است و گاه ممکن است بیشتر باشد.

علاوه بر این، انسان در پرتو صبر و استقامت، راه حل پیدا می‌کند امّا در سایه جزع و فزع راه حل‌ها گم می‌شود.

روایت مورد بحث، هم در مسائل فردی صادق است و هم در مسائل اجتماعی. اگر مصیبتی بر جامعه ای وارد شود با جزع و فزع حل نمی‌شود، بلکه مصیبت دوچندان می‌گردد، امّا در سایه عقل و تدبیر و مشورت و تحمّل صبر و خویشتن‌داری، راهی برای حلّ آن پیدا خواهد شد.[11]

سرچشمه‌ها

امام هادی علیه السلام فرمود: «خَیْرٌ مِنَ الْخَیْرِ فاعِلُهُ وَاَجْمَلُ مِنَ الْجمیلِ قائِلُهُ وَاَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حامِلُهُ وَشَرٌّ مِنَ الشَّرِّ جالِبُهُ وَاَهْوَلُ مِنَ الْهَوْلِ راکِبُهُ؛ بهتر از عمل خیر، انجام‌دهنده آن و زیباتر از کار زیبا، فاعل آن کار است و برتر از علم، عالم و دانشمند و بدتر از کار بد انجام دهنده کار بد است و بدتر از کار وحشتناک، فاعل آن کار است».[12]

این حدیث در حقیقت اشاره به نظام علّت و معلول است. یعنی به جای اینکه به معلول اهمیّت بدهیم به دنبال علّت‌ها رفته و سراغ فاعل‌ها را بگیریم.

اگر عامل کار خیر را تقویت کنیم اعمال خیر گسترش پیدا می‌کند؛ چون سرچشمه آن او بوده است. و بالعکس اگر با عامل کارهای زشت و نابهنجار و ضدّ ارزش مبارزه شود سرچشمه آن خشکیده و بساط آن از سطح جامعه برچیده می‌شود.

ضمناً از این روایت استفاده می‌شود که امر به معروف و نهی از منکر تنها سفارش به کارهای شایسته و نهی از کارهای ناشایست نیست، بلکه باید به عامل معروف و منکر اهمیّت بیشتر داد.[13]

 باید به سراغ سرچشمه‌ها رفت؛ چه سرچشمه نور و چه سرچشمه ظلمت، چه سرچشمه ارزش‌ها و چه سرچشمه ضدّ ارزش‌ها.

اگر مفسده ای در جامعه به وجود آمد و آن را جمع کردیم امّا سرچشمه‌اش را نخشکاندیم و ریشه‌اش را نزدیم، از جای دیگر بروز و ظهور می‌کند و به مفسده‌گری می‌پردازد؛ امّا اگر سرچشمه‌اش خشکانده شود دیگر بروز و ظهوری نخواهد داشت.[14]

پذیرش اشتباه

امام هادی علیه السلام خطاب به یکی از دوستانش فرمود: «عاتِبْ فُلاناً وَقُلْ لَهُ: اِنَّ اللهَ اِذا اَرادَ بِعَبْدٍ خَیْراً اِذا عُوقِبَ قَبِلَ؛ فلان کس را سرزنش کن [در حدیث به عملی که مستحق سرزنش بوده اشاره نشده است] و به او بگو: هرگاه خداوند برای بنده ای خیر بخواهد، چون توبیخش کند [آن بنده] بپذیرد [و لجاجت نورزد]».[15]

نکته مهمّی که در این حدیث به آن اشاره شده، این است که انسان در برخورد با خطاها و اشتباهاتش نباید لجاجت به خرج دهد، بلکه اگر به او تذکّری دادند، یا او را سرزنش کردند، بپذیرد و آن کار زشت را تکرار نکند. چون اگر لجاجت کند و در مقام توجیه برآید، به ناچار آلوده اشتباهات و خطاهای دیگر ازجمله گناه بزرگ دروغ می‌شود. چنانچه این کار را تکرار کند و در پی هر خطایی به لجاجت پناه ببرد، در وادی ضلالت گرفتار خواهد شد. برخلاف کسی که اشتباهش را می‌پذیرد و مورد لطف خدا قرار می‌گیرد.

یکی از بلاهای مهمّ زندگی بشر در تمام سطوح، به ویژه در خانواده‌ها و بین زن و شوهرها همین لج‌بازی‌های نابخردانه است که عواقب سوء و ثمرات بسیار بدی دارد و گاه به از هم پاشیدن خانواده‌ها می‌انجامد. در حالی که اگر زن و شوهر، هریک اشتباه خود را بپذیرد و درباره آن اصرار و لجاجت نورزد، مشکل به راحتی حل می‌شود و کام هیچ کدام از آنها تلخ نمی‌گردد.

اگر به عواقب سوء و خطرناک لجاجت بیندیشیم، لجاجت را به طور کامل کنار گذاشته و زندگی‌مان را شیرین خواهیم کرد.[16]

سرنوشت شوم

امام هادی علیه السلام فرمود: «اَلْعُقُوقُ یُعَقِّبُ الْقِلَّة وَتُؤَدّی اِلَی الذِّلَّةِ؛ نارضایتی پدر و مادر سبب فقر و ذلّت فرزند می‌شود».[17]

تجربه هم نشان داده آنها که با پدر و مادر در می‌افتند، عاقبت خوبی ندارند؛ از نظر اقتصادی فقیر می‌شوند و در میان مردم خوار و ذلیل می‌گردند و جایگاه اجتماعی خود را از دست می‌دهند.

در عصر و زمان ما روابط پدران و مادران با فرزندان غالباً روابط حسنه ای نیست و این مطلب دلایلی دارد. از جمله اینکه هرکدام به دیگری به چشم حقارت نگاه می‌کند؛ فرزندان می‌گویند: «ما درس خوانده ایم و تحصیلات عالیه داریم و والدین ما خبر ندارند که دنیا چه خبر است!» و والدین می‌گویند: «اینها بچّه‌اند، تجربه کافی ندارند و سرد و گرم روزگار را نچشیده‌اند!».

این نوع دیدگاه سبب می‌شود به یکدیگر احترام نگذارند، امّا اگر دیدگاه آنها تغییر کند احترام یکدیگر را حفظ خواهند کرد. مثلاً فرزندان بگویند: «والدین پرتجربه هستند، سرد و گرم روزگار را چشیده‌اند و خوب و بد را می‌دانند». و والدین معتقد باشند: «فرزندانمان درس خوانده‌اند و اطّلاعات جدید دارند و دارای شخصیّت هستند».[18]

عظمت و شرافت زمین کربلا

امام هادی علیه السلام فرمود: «اِنّ للهِ بُقاعاً یُحِبُّ اَنْ یُدْعی فیها؛ فَیَسْتَجیبُ لِمَنْ دَعاهُ وَالحیرُ مِنْها؛ خداوند سرزمین‌هایی دارد که دوست دارد در آن خوانده شود تا اجابت کند و کربلا یکی از آن سرزمین‌هاست».[19]

امام هادی علیه السلام کربلا را از جمله سرزمین‌هایی می‌داند که دارای شرافت خاصّی است، لذا خداوند دوست دارد در آنجا دعا کنند و او اجابت کند. راز شرافت عظیم کربلا، حادثه بی‌نظیری است که در آن اتّفاق افتاد.

حادثه ای که شخصیّت فوق العاده والایی همچون حضرت سید الشهدا علیه السلام و هفتاد و دو تن از بهترین یارانش در آن شربت شهادت نوشیدند، تا امّت جدّش اصلاح شود و فریضه فراموش شده امر به معروف و نهی از منکر احیا گردد.[20]

سخن آخر: (یاد مرگ)

امام هادی علیه السلام فرمودند: «اُذْکُرْ مَصْرَعَکَ بَیْنَ یَدَی اَهْلِکَ، وَلا طَبیبٌ یَمْنَعُکَ وَلا حَبیبٌ یَنْفَعُکَ؛ به یاد آور پایان عمرت را [آن زمان که جلوی چشمان خانواده در بستر افتاده ای] نه طبیبی می‌تواند مانع مرگت شود و نه دوستان نفعی به حال تو دارند».[21]

بسیارند کسانی که مایل نیستند نام مرگ را بشنوند و به پایان زندگی‌شان بیندیشند و اگر هم کسی نزد آنها از مرگ سخن بگوید، حاضر نیستند به آن گوش فرا دهند و اگر نتوانند مانع چنان سخنانی شوند، مجلس را ترک می‌کنند و این نهایت جهالت است.

عقل حکم می‌کند که به مرگ بیندیشیم و در مورد پایان زندگی فکر کنیم و خود را برای آن لحظات حسّاس آماده سازیم.

یاد مرگ سبب می‌شود که برای این انتقال بزرگ آماده شویم، چراکه تا انسان تصمیم به سفری نگیرد، آماده آن سفر نمی‌شود. یاد مرگ جلوی بسیاری از طغیان‌ها و مفاسد و خلاف‌ها را می‌گیرد.

اگر ظالمان و ستمگران یک لحظه به مرگشان می‌اندیشیدند این قدر جنایت نمی‌کردند.

مرگ خبر نمی‌کند و همه در معرض آن هستند، مرگ گاهی بسیار ساده اتفاق می‌افتد. اگر اندکی خون در یکی از مویرگ‌های منتهی به قلب یا مغز لخته شود بدن فلج شده و قلب و مغز از کار می‌افتد.

اگر انسان‌ها به اینگونه ضعف‌ها و ناتوانی‌های خویش بیندیشند و باور کنند که مرگ این قدر به آن‌ها نزدیک است، به سراغ ظلم و جنایت و گناه و معصیت نخواهند رفت.[22]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir

منبع:
کشتی نجات؛ چهل حدیث ناب از سخنان امام هادی علیه السلام

 

[1] کشتی نجات: چهل حدیث ناب از سخنان امام هادی علیه السلام، ص14.

[2] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏75، ص365، ح1.

[3] کشتی نجات: چهل حدیث ناب از سخنان امام هادی علیه السلام، ص23.

[4] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏75، ص365، ح1.

[5] کشتی نجات: چهل حدیث ناب از سخنان امام هادی علیه السلام، ص23.

[6] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏75، ص365، ح1.

[7] کشتی نجات: چهل حدیث ناب از سخنان امام هادی علیه السلام، ص34.

[8] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏75، ص369، ح4.

[9] کشتی نجات: چهل حدیث ناب از سخنان امام هادی علیه السلام، ص48.

[10] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏75، ص369، ح4.

[11] کشتی نجات: چهل حدیث ناب از سخنان امام هادی علیه السلام، ص57.

[12] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏75، ص370، ح4.

[13] شرح بیشتر درمورد این دو فریضه بسیار مهم را در تفسیر نمونه، ج 3، ص 52 به بعد، ذیل آیه 104 سوره آل عمران مطالعه فرمایید. مباحثى نظیر «معروف و منکر چیست؟»، «آیا امر به معروف یک وظیفه عقلى است یا تعبّدى؟»، «اهمیّت امر به معروف و نهى از منکر»، «امر به معروف از خشونت جداست!» و مطالب دیگر، در منبع فوق آمده است.

[14] کشتی نجات: چهل حدیث ناب از سخنان امام هادی علیه السلام، ص81.

[15] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏72، ص65، ح4.

[16] کشتی نجات: چهل حدیث ناب از سخنان امام هادی علیه السلام، ص102.

[17] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏71، ص84، ح96.

[18] کشتی نجات: چهل حدیث ناب از سخنان امام هادی علیه السلام، ص133.

[19] تحف العقول (ط - قم)، النص، ص482.

[20] کشتی نجات: چهل حدیث ناب از سخنان امام هادی علیه السلام، ص158.

[21] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏75، ص370، ح4.

[22] کشتی نجات: چهل حدیث ناب از سخنان امام هادی علیه السلام، ص175.

captcha